تبلیغات
وبلاگ سرگرمی داغ - داستان شیخ ومریدان
داستان شیخ ومریدان

آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند.

...................................................................................................

روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید. گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟ فرمود : آزادی مطلق !  و مریدان گریستند.

...................................................................................................

شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده. شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد ! و مریدان گریستندی.

...................................................................................................

روزی شیخ    را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟ گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند. و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند

...................................................................................................

گفتند قیمت زرد آلو آذربایجان ۵۵۰۰ است. گفت خب نخرید. مریدان سر به دیوار کوفتندی.

....................................................................................................

روزی پرسیدند فزودن قیمت گاز از برای چیست ؟ فرمود از برای رونق نساجی و هاکوپیان. و مریدان همی گریستند.

....................................................................................................

روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ. و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.

...................................................................................................

روزی از شیخ پرسیدند اگر زنان همه چادری و تمام حجاب شوند دیگر چه چیز مردان را فاسد کند ؟ گفت : دماغ زنان !  و مریدان فغان کردند و نعره ها زدند.

..................................................................................................

در ظهر تابستانی شیخ فرمود : هوا بس ناجوانمردانه گرم است. و مریدان گریستند. شیخ گفت : زقنبوت ! هرچه که من می گویم که نباید بگریستید ! و مریدان غش غش خندیدند .

 



كلمات كلیدی : جالب ، خنده دار ، شیخ ، جوک ، داستان ، مریدان ، فیلتر ، اینترنت ،